این وبلاگ هک شد
مطالبش رو دست نزدم آخه یه کم خوشم اومد
از صاحب وبلاگ خواهش به عمل می آید تا با این ایمیل تماس بگیره اگه وبلاگت رو می خوای
بهتره تا نظرم عوض نشده تماس بگیری طاهره خانم
غروب دامن ماتم گرفته است بیا
فضای قلب مرا غم گرفته است بیا
نمیشوی تو فراموش ای دل غمبار
فغان من همه عالم گرفته است بیا
بیا بیا بیا

بر روی باغ شانه هر وقت اندوهی نشست
درحمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم
یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت
هر چند اندک باشد انرا قسمت میکنم



تو این دنیای نامرد یه پسر نابینا بود که یه دوست دختر داشت.
پسره دوست دخترش رو خیلی دوست داشت.
بهش می گفت : اگه من دو تا چشم داشتم واسه همیشه باهات می موندم.
یه روز یه نفر پیدا شد که چشم هاشو داد به پسره.
پسره وقتی تونست دوست دخترش رو ببینه ، دید که اون هم نابیناست.
دختره گفت : دیگه دوست ندارم ، از پیش من برو
دختر وقتی داشت می رفت لبختد تلخی زد و با اشک گفت:
مواظب چشم های من باش.
گفتی عاشقمی!گفتم دوست دارم .![]()
گفتی اگه یه روز نبینمت میمیرم !گفتم من فقط ناراحت میشم .![]()
گفتی من به جز تو به کسی فکر نمی کنم !گفتم اتفاقا من به
خیی ها فکر می کنم![]()
گفتی تا ابد توی قلب منی ! گفتم ![]()
فعلا تو توی قلبم جا داری ![]()
گفتی اگه بری با یکی دیگه من خودمو می کشم ! گفتم ولی اگه تو بری
با یکی دیگه م فقط دلم می خواد طرفو خفه کنم ![]()
.......گفتی .....! گفتم ..![]()
حالا فکر کردی فرق ما این هاست ؟ نه .![]()
فرق ما اینه که : تو دروغ گفتی ولی من راستشو ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
همين روزا ميان دست گيرت مي کنن دست بند به دست ميان مي برنت
جزئيات جنايت هنوز مشخص نيست اما .....اثر انگشتت روي قلب
شکستم مونده ![]()



اگر روزى من مردم وتومرادوست داشتي هر پنج شنبه به مزارم بيا وشاخه ![]()
گل سرخي برايم بياور تا آن شاخه گلي که به تو دادم به خاطر بياورم ولي ...
اگر تو مردي من فقط يک بار سر قبرت خواهم آمد وآن دسته گل سفيدى که ![]()
باخون خودم سرخ خواهم کرد به توهديه ميکنم ودرکنارتوعاشقانه جان ميسپارم... ![]()
دوستت دارم...چرا نمی خوای بفهمی؟؟!! 


خدا حافظ همین حالا همین حالا که من تنهام![]()
خدا حافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادس
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جادس![]()
آخرین بار که اورا دیدم گردنبند صلیبی به او هدیه کردم
گفت:من که دوستت ندارم پس چرا به من هدیه می دهی!؟
گفتم:بر سر هر گوری صلیبی می نهند این صلیب را بر گردنت
بالای قلبت بیاویز زیرا انجا گورستان عشق من است


اگر باران بودم ،آنقدر می باریدم تا غبار غم از دلت بردارم اگر اشک بودم
مثل باران بهاریبه پایت می گریستم
اگر گل بودم شاخه ایی از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم اگر عشق بودم
آهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم
ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم
باشم ولی دوستت دارم

درعمق چشمان تو چه می گذرد ، توکه روحی به وسعت دریا داری
توکه دردوردستها هم مرا ازدعای خیرت بی نصیب نمیگذاری
توکه درکنارت معنای زندگی را فهمیدم.
بایاد تو عاشق بودن راچشیدم.
باتوعاشق بودن را تجربه کردم, پیشانی به خاک وفای تو ساییدم
وباتو خوشبختی را احساس کردم

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم وپارو زنان سوی تو
فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم
غرق شد. ![]()

ای کاش خدا سه چیز را نمی آفرید :
اگر انسان عاشق نبود از روی غرور دروغ نمی گفت![]()

از کبوتر عشق پرسیدم:
به بهترین دوستم چه هدیه ای بدهم؟
گفت:فقط بگو دوستت دارم .

چی بگم که خیلی تنهام میدونی یاری ندارم
هیچ کسی پا نمیزاره به سراچه خیالم ![]()
هیچ کسی نداد جواب این سوال بی جو ابم
هرکی اومد دو سه روزی ازدلم بازیچه ای ساخت
دلمم مثل عروسک ساده بود دل به دلش باخت
گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه
عاشقا تنها میمونن تنهایی مرام عشقه


عشق بزرگ![]()
قلب تو کوچک ![]()
![]()
بزرگ در کوچک نمی گنجد

























چه پرغرور میروی به جنگ دردهای من 
چه عاشقانه میشود غزل در انتظار تو
چه بی بهانه میدود کلام من برای تو 

چه قصه ها شنیده ای بهار بی خزان من 
چه روزها که رفته ایم به جنگ درد و فاصله 
چه روزها سپرده ایم به دست سرد خاطره 
چه لحظه ها نگاه تو بر نگاه من دوید 
چه عاشقانه دست من به دست گرم تو رسید 
چه آه ها کشیده ام برای بی تو بودنم 
چه اشکها ریخته ام برای از تو گفتنم 
بهار شد فکر من برای با تو ماندم
تمام شد شعر من فدای شعر خواندت

آن روز !!
آن روز آشفته ام و به اندازه تمام مجنون ها پریشان !
نمی دانم چه وقت طلوع خواهی کرد ؟
چه وقت آرامش سبز برقرار خواهد شد ؟
و در آن زمان چه گلی شکوفه خواهد کرد !
می دانم که می آیی !
بارها آمدنت را در خواب دیده ام .
روز آمدنت بی شک مثل بهار تازه است

عشق آن نيست که به هم خيره شويم!










راستی گفتی که قلبت شکسته است؟؟


چه زیباست به خاطر تو زیستن ، برای تو ماندن و به پای تو سوختن




و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن ، برای تو گریستن و به


عشق و دنیای تو نرسیدن ، ای کاش می دانستی که بدون تو زندگی ام چه ناشکیباست
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راز چشمهای تو را هیچ کس نمی داند

در عمق چشمهایت فقط یک چیز را می خوانم :
عشق![]()

























خیلی بی وفایی![]()
تو مگه قسم نخوردی دلمو تنها نذاری؟!
روبروم نشستی ، اما از غریبه کم نداری
روبروی من نشستی ، توی چشم تو ستاره
از صدای تو شنیدم ، که دلت دوسم نداره

دل ِ تو، تو آسمونا ، من به دنبال ِ دل ِ تو
تو به دنبال ِ ستاره ، من به یاد ِ قسم ِ تو

تو مگه قسم نخوردی دلمو تنها نذاری؟!
هرگز از روز ِ جدایی سخنی به لب نیاری؟!

حالا روبروم نشستی ، حرف ِ تو فقط جدایی
تو قسم نخورده بودی ، که یه دنیا بی وفایی !!

تو قسم نخورده بودی ، روزی عشق ِ تو می میره!
نور یک ستاره ، یک شب جای مهتاب رو می گیره
نامه !
بارها خواستم برایت نامه ای بنویسم اما کجاست دستهایی که نامه مرا به بلندی بارگاهت برساند .
آخر من دنیایی ام و اهل خاک .
این بار اما دل به دریا زده ام . گام از گام بر نمی دارم مگر اجابتم کنی ، این بار آمده ام مراد بگیرم .
پروردگارا نامه ام را بگشا ![]()


دست تو دست هم ، حتی ....
شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستی ام و بود و نفهمید که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستنم را نفهمید اگر چه تا ته دنیا صدا کرد
یکی از رهگذران کوچه قلب نازنینت


چه درونم تنهاست خدا

يكي را دوست ميدارم ولي افسوس كه او هرگز نمي داند
نگاهش ميكنم شايد بخواند از نگاه من كه او را دوست ميدارم
به برگ گل نوشتم من كه او را دوست ميدارم گل را به او دادم ولي افسوس
صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت ، بگو از من به دلدارم
تو را من دوست ميدارم
ولي ناگه زِ ابر تيره برقي جست و روي ماه تابان را بپوشانيد
![]()
![]()
![]()
چی کار کنم تا بفهمه ؟؟؟؟؟؟؟

تنهايی آنقدر قيمتیست ؛ که در نمی گشايم ؛ حتی برای تو؛
که سالها منتظرت بودم ....
بهترین عاشق شمع است که تنها می گرید و در
سکوت می میرد.

زندگی همشه بهار نیست !!
گاهی ابر خزان بر آن سایه مرگ می
افکند و بهترین دوستان و آشنایان را از
هم جدا می سازد . اگر روزی ،
روزگاری سراغ مرا گرفتی و وجودم
در این دنیا خالی بود سر قبرم بیا و
چند شاخه گل و چند قطره اشک نثارم
کن که قلبم همان روح سرگردان من
است که آرامش پیدا خواهد کرد .